وبلاگ رسمی محمد جواد صاحبی

رئیس هیئت مدیره و شورای علمی دین پژوهان کشور

وبلاگ رسمی محمد جواد صاحبی

رئیس هیئت مدیره و شورای علمی دین پژوهان کشور

وبلاگ رسمی محمد جواد صاحبی
پیوندها

معرفی کوتاه کتاب سرچشمه های نو اندیشی دینی

چهارشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۲، ۱۲:۱۲ ب.ظ

سرچشمه های نواندیشی دینی

«درآمدی بر تاریخ کلام جدید»

کتاب سرچشمه های نواندیشی دینی (درآمدی بر تاریخ کلام جدید) نوشته محمد جواب صاحبی که چاپ اول آن در سه هزار نسخه در بهار سال 1381 و توسط انتشارات احیاگران منتشر گردیده است مباحث مطرح شده مؤلف در مرکز تخصصی کلام حوزه است که در سال 1373 ایراد گردید و در هنگام نشر به نظر حضرت آیت اللّه سبحانی نیز رسیده است.

این کتاب شامل بخش های ده گانه ذیل می باشد:

1- سرآغاز نواندیشی دینی 2- انقلاب علمی 3- نهضت نوین فلسفی 4- موضع عقل نوین در برابر دین 5- انقلاب صنعتی 6- رویارویی غرب مسیحی با شرق اسلامی 7- در واکنش اقتصاد در برابر غرب 8- نو اندیشی دینی در جهان غرب 9- نوگرایی دینی در شبه قاره هند 10- نواندیشی در ایران

در این بحث ها مؤلف آغاز تجدید نظر در مباحث دینی را از رنسانس دانسته که مبدأ رفورماسیون؛ اصلاح دین (مسیحیت) در میانه قرن شانزدهم بوده است، پس این خط سیر را تعقیب کرده منشأ آنرا ماهیت ؟؟؟ یکسای مسیحی آن زمان می داند که واقعا نیاز به اصلاح هم داشت و از ارزش به عنوان اولین پایه گذار این اصلاحات نام می برد و پس رشته بحث را به ؟؟؟ ؟؟؟؟ و ... می کشاند. او انقلاب علمی و یافته های دانشمندان در حیطه فضاء و علوم کیهانی و متضاد آن با معتقدات کلیسای مسیحی را خط بطلانی بر باورهای غلط دینی آن عصر و سبب دیگری برای رشد تجدید نظرطلبی در آن می داند و دامنه آنرا به تحولات در یافته های زیست شناسی و نظریه داروین می کشاند. ایجاست که مبحث رویارویی علم و دین شکل تازه ای به فرد می گیرد، در ادامه بحث مؤلف محترم بحث نهضت فلسفی نوین اروپا را که با شک گرایی دکارت آغاز شده است عامل دیگری برای تزلزل اعتقادات یقینی دینی دانسته و دامنه بحث را به عقل گرایی قرن هجدهم کشانده و استدلالات هیوم را در زمینه های مختلف خصوصا در رد معجزات ضربه دیگری بر پیکر راست دینی مسیحی می داند و در این طریق انواع الحاد را در آن دوره از زمان به بررسی می نشیند و در بخشهای بعدی به تحلیل این تقابل و تضاد میان عقل و علم از یک سو و باورها و معتقدات دینی از دیگر سوی را مورد بحث قرار می دهد. در بخشهای بعدی نفوذ و سرایت آمیز افکار را به دنیای اسلام و شرق مسلمان مورد بررسی قرار می دهد و مخالفت شدید سنت برنارد کشیش مسیحی را سر آغاز تهاجم مسیحیت علیه اسلام می داند و در ضمن به سیر تاریخی واکنشهای مسلمانان در برابر این تهاجمات نیز می پردازد ایشان او واکنش سلفی گری و بنیادگرایی و نواندیشی و تجددگرایی را واکنشهای عمده مسلمانان در برابر این تهاجم می داند که واکنش اول نمود بارزی چون پیدایش وهابیت داشته است. ایشان واکنش دوم را بصورت گسترده تری مورد بحث قرار داده و به تفکیک در میان جوامع عرب، شبه قاره هند و بالاخره ایران آنرا مورد بحث و بررسی قرار داده است. در میان عربها به بررسی آثار طهطاوی، شبلی شمیل، فرح آنطون، اسدآبادی، محمد عبده، عبدالرزاق، قاسم امین و ... و در شبه قاره به سرسید الرخاق، امیر علی، اقبال و دیگران و در ایران به کارهای افتال، آخوندزاده، طالب اوف، میرزا آقاخان کرمانی و سایرین و نتایج عملکرد آنان در راستای تجدید نظرطلبی در باورهای دینی و یا پروتستانیسم اسلامی را به بوته نقد و بررسی گذاشته است.

دفاع از عقلانیت

دفاع از عقلانیت، نوشته سید مرتضی مردیها و از انتشارات نقش و نگار است .

این کتاب در چهار بخش مشتمل بر:

عقل و فرهنگ، عقل و سیاست، عقل و دین و عقل و ایدئولوژی نوشته شده است. بخش اول شامل فصل هایی است که مبنای مشترک آنها یک نظریه است مبنی بر این که سطح فرهنگ ما یعنی میزان عقلانیت که شاخص آن عمق و گستره آموزش است، بر محتوای فرهنگی یعنی مجموعه آیین ها و آداب و رسوم، دلبستگی ها و همبستگی ها، عادات و عقاید اثر می گذارد و آن را تحت الشعاع قرار می دهد. بیشتر فصل های بخش دوم از یک انگاره ملهم است: سیاست، همچون فرهنگ ما پدیده ای است که در دوران صباوت عقل بشر تحقق یافته و به همین دلیل هم، مثل فرهنگ، اصالتا بومی، وحشی و جدال آفرین است؛ اما به موازات رشد آموزش ما تحت هدایت قرار می گیرد. فصل های سومین بخش کتاب، عقل و دین، حول این محور مشترک قرار می گیرد که دین همانند فرهنگ و سیاست، گو این که از حیث ظهور طبیعی متعلق به دوران دیرینه است و نوعی گرایش فطری است، اما در نهایت پدیده ای است محصول عقل و محکوم حکم آن. در بخش آخر، عقل و ایدئولوژی مبنای سخن این است که ایمان و آرمان جای خالی عقل را پر نمی کند، بلکه میدان یافتن این دو در غیاب عقلانیت، به سرعت در سراشیب است.

مردیها معتقد است که فرهنگ غرب، در خطوط اصلی آن، دمکراسی، لیبرالیسم، فرد گرایی، حقوق بشر، سکولاریسم، گریز از پایبندی های آیینی، خانوادگی، تعادل سوژه شهروند ...، فرهنگ غرب نیست، فرهنگی است که هر جامعه ای بسته یا باز، دیر یا زود به آن خواهد رسید؛ چرا که باز شدن طومار آدمی مرکب از طبع خواهنده و عقل ابراز ساز علی الاصول به همین چشم اندازها می رسد.

غرب از قضا زودتر به این وضعیت رسیده است، هر فرهنگ و قوم دیگری نیز می توانست (اگر بعضی علل معده، چون آموزش، زودتر بر ایشان مهیا می شد) پیش آهنگ این راه باشد. به تعبیر دیگر ریشه های هر فرهنگ، از جمله فرهنگ غرب، بسیاری بیش از اینکه در عمق تاریخ و جغرافیای آن فرهنگ قرار داشته باشد، در طبیعت انسان قرار دارد. منتها به موازاتی که انسان ها و جوامع در مسیر آموزش و افسون زدایی پیش بروند، بی ریشه گی آنان در تاریخ و جغرافیا، در زمین و زمانی که اشغال کرده اند، و نیز ریشه داری مشترک و عمیق آنان در ساخت طبیعی شان و مقتضیات آن، خودآگاه تر می شود. به همین دلیل انسان ها و جوامع آموخته و افسون زدوده، بیش از دیگر به هم شبیه می شوند.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی